سفیدک سطحی فندق
سفیدک سطحی فندق:
phyllactinia guttata
علائم:
سفیدک سطحی فندق:
phyllactinia guttata
علائم:
سفیدک سطحی انگور
عامل بیماری: فرم جنسی Uncinula necator
فرم غیر جنسی Oidium tuckeri
علائم:

بیولوژی

فرم جنسی پاتوژن یک آسکومیست
و فرم غیر جنسی یک دئوترومیست است. پاتوژن بصورت میسلیوم روی شاخه ها و همچنین
بصورت اندامهای جنسی(کلیستوتسیوم) در برگ های ریخته شده پای درختان زمستان گذرانی
می کنند. .........
کنترل:
اولین سمپاشی زمانی
که طول شاخه های جوان ۶-۵ سانتی متر است، دومی قبل از تشکیل گل ها، سومی
پس از تشکیل حبه های انگور و چهارمی هنگامی که حبه های انگور رنگ عوض می کنند.
سفيدك سطحي سيب
Pear&Apple Powdery Mildew
هر جا كه سيب كشت مي شود اين بيماري نيز وجود دارد بويژه در خزانه هاي سيب در سراسر جهان بيماري مهمي محسوب مي گردد در ايالات متحده اين بيماري با ايجاد شبكة زنگاري (زبر و چوب پنبه ايRusseting) روي پوست ميوه موجب كاهش ارزش ميوه تا 50% مي شود.
علائم 
سفيدك سطحي سيب به قسمتهاي مختلف درخت مانند: سرشاخه ها ، برگها ، شكوفه ها و ميوه ها حمله مي كند.
علائم روي برگها بصورت لكه هاي خاكستري تا سفيد كثيف ظاهر مي شوند و اگر برگهاي جوان آلوده شوند دچار پيچ خوردگي و بد شكلي شده و نهايتاً خشك مي شوند. شكوفه هاي درخت بر اثر زمستانگذاراني قارچ در جوانه هاي زايشي زودتر از بقيه قسمتها آلوده مي شوند. در اثر آلودگي شكوفه ها ،گلبرگها چروكيده و كاسبرگها گوشتي و كلفت مي شوند و توانايي تشكيل ميوه را از دست مي دهند. كاسبرگها خيلي حساس هستند.ميسليومها كنيديوفورها و كنيديهاي قارچ روي سرشاخه ها منظرة سفيد رنگي را ايجاد مي كنند رشد اين شاخه ها متوقف شده و فواصل ميانگره ها كوتاه مي ماند و نهايتاً سرشاخه ها خشك مي شوند معمولاً روي سرشاخه ها فرم جنسي قارچ (كليستوتسيوم) تشكيل مي شود . ميوه ها نيز آلوده شده و حالت شبكة چوب پنبه اي در سطح ميوه ها (زنگار ميوه) بوجود مي آيد. در مورد گلابي هم پوشش سفيد ميوه تا اواسط تابستان روي ميوه باقي مي ماند و بعد اين پوشش محو مي شود و اثر آن بصورت لكه زنگاري(Russet) باقي مي ماند در خزانه ها قارچ به همة برگهاي در حال رشد حمله كرده و موجب كندي رشد قسمت هاي انتهايي شاخه ها مي شود .
عامل بيماري :

روي سيب قارچ زير است:
Te) Podosphaera leucotricha(Erysiphaceae-Erysiphales-Hymenoascomycetidae-Ascomycetes)
An) Oidium farinosum (Moniliaceae-Moniliales-Hyphomycetidae-Deutromycetes)
كليستوتس P.leucotricha داراي زوائد دو شاخه اي شكل اند هر چند در اين گونه حالت دو شاخه اي به سختي ديده مي شود داخل كليسترتسيوم فقط يك آسك وجود دارد كه حاوي 8 آسكوسپور بيضوي است . اين قارچ هتروتاليك است.
كنيديهاي O.farinosum شفاف، تك سلولي و دو سر تخت و استوانه اي شكل اند و بصورت زنجيري روي كنيديوفور تشكيل مي شوند.
چرخة بيماري :
ريسه درون جوانه ها مهمترين بخش زمستانگذران قارچ مي باشد اين قارچ انگل اجباري است . اگر آسكوكارپ تشكيل گردد مي تواند موجب بقاء قارچ گردد ولي بنظر نمي رسد كليستوتسيوم در چرخة زندگي قارچ نقش داشته باشد و آسكوسپورهاي P.leucotricha موجب آلودگي نمي شوند در بهار به مجرد مناسب شدن شرايط محيطي ريسه ها، داخل جوانه ها فعال شده و توليد كنيديوم مي كند كنيدي ها با باد پخش شده و موجب آلودگي اوليه مي شوند سپس از زخمها و لكه هاي جديد نيز كنيديوفورها توليد كنيديهاي جديد را كرده و موجب انتشار بيماري و آلودگي هاي ثانويه مي گردند. فعاليت قارچ در تابستان شديداً كاهش مي يابد ولي در اواخر تابستان و پائيز مجدداً فعال شده و با انتشاركنيديها موجب آلودگي هاي جديد مي گردد، نهالهاي موجود در خزانه بعلت اينكه تا اواخر پائيز رشد مي كنند بسيار مستعد آلودگي هستند. البته برگهاي جوان درخت سيب فقط تا چند روز بعد از باز شدن به آلودگي حساس هستند و پس از آن آلودگي فقط در برگهايي ديده مي شود كه بطور مكانيكي صدمه ديده اند. كنيديها در سطح برگ وقتي رطوبت نسبي حدود 70% باشد به خوبي تندش مي كنند. اوج توليد و آزاد سازي اسپورها در ظهر انجام مي شود. قارچ در گسترة دمايي0C 32-4 فعاليت مي كند ولي بهينة دماي آن 0C20-16 است. اين بيماري در مناطق نيمه خشك به فراواني ديده مي شود ولي به ندرت در مناطق خشك ظاهر مي شود. از عوامل مهم و موثر در جوانه زدن كنيديها دما و رطوبت است هر چند نقش دما خيلي بيش تر از رطوبت است زيرا ميزان آب در داخل كنيديها بالا بوده و رطوبت تأثير كمتري در جوانه زني اسپور قارچ دارد. بعد از عفونت ميسليوم قارچ در جوانه هاي آلوده تا بهار سال بعد به حالت ركود باقي مي مانند و جوانه هاي انتهايي مهمترين مكان براي زمستانگذراني قارچ عامل بيماري هستند.
اگر آلودگي 3 هفته قبل تا 3 هفته بعد از مرحلة گلدهي صورت گيرد حالت زنگار روي ميوه هاي سيب و گلابي بوجود مي آيد.
مبارزه :
1- هرس شاخه ها و سرشاخه هاي آلوده: مي تواند موجب كاهش مايه تلقيح اوليه گردد. كاهش مايه تلقيح اوليه و حفاظت برگ، ميوه و جوانه از عفونت ثانويه در مبارزه با اين بيماري مهم است.
2-ارقام مقاوم: ارقام سيب با حساسيت كمتر عبارتند از : سيب زرد لبناني ، دليشز،گلدن دليشز، واين ساپ ، يورك ايمپريال ، نيتاني، لورد لمبورن.
3-شيميايي: قارچكشهاي عليه سفيدكهاي حقيقي عبارتند از : گوگرد ، بنزيمدازول ها، ضد بيوسنتز ارگوسترول
(Ergosterol Biosynthesis Inhibitores :EBI)، بوپريمات ، پيرازوفوس،تري آديمفون، دينوكاپ (كاراتان).
قبل از پيدايش گلها ، مصرف سفيدك كشهاي بسيار مؤثر مثل تري آديمفون كه به شدت از توليد كنيدي جلوگيري مي كنند ضرورت ندارد. در اروپاي غربي به علت وجود هواي ملايم در زمستان و شرايط مناسب بيماري در بهار ، درختان باغ را 15 بار با قارچكش ها سمپاشي مي كنند.
زمان سمپاشي:
الف)نوبت اول هنگام تورم جوانه ها كه ترجيحاً از سموم سيستميك استفاده مي شود . چون خنكي هوا مانع تسعيد گوگرد است و از طرفي ديگر سموم سيستميك روي آلودگي درون جوانه ها مؤثرند.
ب)نوبت دوم بعد از ريزش گلبرگها كه مي توان از گوگرد و تابل استفاده نمود همچنين كاراتان و ساير سموم سيستميك نيز قابل استفاده اند(بعضي ارقام سيب و گلابي به گوگرد حساسند و موجب گياهسوزي آنها مي شود كه بايستي دقت نمود).
ج) نوبت سوم : بستگي به شرايط جوي و ميزان پيشرفت بيماري دارد بيش از 3 نوبت هم ممكنست لازم به سمپاشي باشد. قارچ كشهاي باز دارندة بيوسنتز ارگوسترول زمانيكه بيماري هنوز شدت پيدا نكرده است بسيار موثرند.
بیماری زنگ سفید خاجیان

نوع بیماری (زنگ سفید خاجیان(
این بیماری در روی بسیاری از گیاهان خانواده شب
بو (خاجیان)من جمله شاهی ترب کلم منداب واین کیسه دیده شده است .خرفه و تاج خروس وحشی نیز به این بیماری مبتلا می شوند .
این بیماری در سال 1327توسط اسفندیار از روی ترب
و تربچه گزارش شد.
عامل بیماری
عامل بیماری جنس Albugoاز خانواده
البوژیناسهalbuginaceaeاست
گونه albugo candida معروفترین گونه مولد بیماری زنگ سفید خاجیان است.
اسپورانژیفور این قارچ گرزی شکل و کوتاه است که
در روی ان اسپورانژیومها به صورت زنجیری تشکیل می شوند .
در بین دو اسپورانژریم منطقه جداگر وجود دارد .
علائم بیماری
تاولهای برجسته وسفید رنگی در زیر برگ ساقه میوه
واندام گل ظاهر می شوند .
علائم الودگی بصورت سیستمیک بروز می کند .
الودگی سیستمیک موجب انحنا وپهن شدن ساقه و
همچنین تبدیل اندامهای کرک به کاسبرگ و عقیم شدن گلها می شوند .
زیست شناسی
زمستان گذرانی قارچ بصورت ااسپور در بقایای
گیاهان الوده می باشد .
کنترل
این بیماری از نظر اقتصادی اهمیت چندانی ندارد
بنابر این مبارزه شیمیایی مقرون به صرفه نمی باشد از بین بردن علفهای
هرز وبقایای گیاهان الوده ورعایت تناوب زراعی در کاهش بیماری موثر می باشد.
سفیدک داخلی کاهو Bremia luctuca
![]()
بیماری سفیدک داخلی
کاهو ابتدا در سال 1843 توسط ریگل (Regel) شناخته شده است.این بیماری علاوه بر کاهو
در گیاهان دیگری مثل آندیو،گلرنگ و ...دیده شده است. این قارچ جزء انگل های مطلق
به شمار می رود و تا کنون حداقل پنج نژاد بیولوژیکی برای آن ها پیدا کرده اند.این
بیماری ابتدا در سال 1343 توسط ارشاد گزارش شده است.
علایم:
برگ های بوته های
آلوده در ابتدا در بعضی قسمت ها به رنگ سبز مایل به زرد و به اصطلاع رنگ پریده می
شوند.بعد از مدتی لکه ها قهوه ای رنگ شده و نسج برگ درآن قسمت می میرد.این لکه ها
معمولاً زاویه دار می باشند.معمولاً در شرایط مناسب در پشت برگ ها و مقابل این لکه
ها بار تولید مثل غیرجنسی قارچ تشکیل می شود که به صورت آرد مانند و به رنگ سفیذ
می باشد.علایم بیماری بیشتر در برگ های بیرونی و مجاور خاک دیده می شود.اگر تعداد
لکه ها زیاد باشد،باعث خشک شدن پهنک برگ شده و ارزش بازاری محصول را به شدت پایین
می آورد.قسمت های داخلی و میانی بوته کاهو معمولاً کمتر مورد حمله واقع می شوند.خسارت
بیماری بیشتر در موقعی است که کاهوها هنوز جوان هستند و مغز نبسته اند.
کنترل:
1-سمپاشی با قارچکش
هایی نظیر مانب،زینب،دیتان ام 45 به نسبت 2-5/1 در هزار
2-حذف علف های هرز
میزبان
بیماری سفیدک سطحی مو
عامل بیماری: Uncinula necator
علایم بیماری:
علایم بیماری سفیدک حقیقی در روی همه ی اندامهای هوایی جوان ظاهر می گردد.
علایم این ابتدا به صورت لکه های سفید در سطح فوقانی برگ ظاهر می شود و
سپس روی آنها کنیدیوفورهای قارچ به صورت پودر یا پوشش آردی ظاهر می گردند
اگر بیماری تشدید یابد سطح تحتانی برگها نیز ممکن است به سمت بالا لوله شود .
برگهای آلوده در تابستان قهوه ا ی شده زودتر از پائیز خزان می کنند. علائم بیماری
درون سر شاخه های جوان نیز به صورت لکه های سفید ظاهر می گردند.
در پائیز لکه ها به رنگ قهوه ای مایل به سیاه در می آیند.
قارچ روی غوره ها را به صورت پودر سفید رنگی می پوشاند. حبه ها ترش و
نارس باقی می مانند .در حبه های رسیده تر آن قسمت از پوست حبه که آلوده به
بیماری است رشد نمی کند ولی در اثر رشد مداوم قسمت سالم حبه ترک خورده
و دانه آن نمایان می گردد.

مبارزه:
بهترین راه مبارزه علیه سفیدک حقیقی مو استفاده از گل گوگرد و یا گوگرد قابل
حل در آب مانند لوزال به نبت چهار در هزار می باشد.
گل گوگرد در دمای بیشتراز 21 درجه سانتی گراد تصعید می شود و گاز حاصل
روی قارچ موثر است. دردمای بالاتر از 30 درجه سانتی گراد مقدار گاز حاصل
شده زیاد بوده ممکن است سبب سوختگی شود .
گل گوگرد را بهتر است در فصل زراعی سه نوبت زیر به هنگام صبح به کار برد:
نوبت اول:موقعی که جوانه ها تازه روییده اند و در رویهر شاخه 4 تا 10 برگ
وجود دارد.در این نوبت 15 کیلو گرم گل گوگرد در هکتار مصرف می شود.
نوبت دوم:در موقع گل دادن موستان به نسبت 30 کیلوگرم در هکتار مصرف
می شود.
نوبت سوم:موقعی است که غوره های ترش ظاهر شده یعنی حدوددو تا سه هفته
پس از سمپاشی نوبت دوم به نسبت 45 کیلوگرم در هکتار مصرف می گردد.
در مناطق خشک که احتمال گیاه سوزی در اثر مصرف گوگرد باشد بهتر است
از قارچ کش کاراتان به نسبت 1تا 1.5 در هزار علیه این بیماری استفاده نمود.
فتیله نارنجی(دارخور( Cytospora canker

فتیله نارنجی
بیماری فتیله نارنجی روی درختان گیلاس در سال 1325 توسط اسفندیاری از کرج جمع آوری و گزارش شده است. دارای مزبانهای مختلفی از جمله گردو، چنار، تبریزی، گیلاس، زردآلو، قیسی و سیب میباشد. هنگام حمله قارچ شاخههای مبتلا از قسمت پایین شکسته و یا قطع ویا مورد حمله حشرات قرار میگیرند. برگهای شاخهی آلوده پژمرده و سبز خشک میشوند و سپس فتیله(cirrhus) های نارنجی، زرد یا قهوهای عامل بیماری که در واقع اسپورهای قارچ است، درسطح شاخهها ظاهر میشوند. براثر حمله قارچ، شاخهها و سرشاخهها ضعیف و خشک شده و علائم دای بک die-Bach در آنها ظاهر میشود. بر روی شاخه و تنه نیز زخم و شانکرهایی ممکن است بوجود آید. مقاومت درختان مسن بیشتر است ولی درختان مسن و ضعیف تر بیشتر دچار بیماری میشوند. در مراحل آخر پوست تنه وشاخه درمحل شانکر از چوب جدا شده و قسمتهای بالای شانکر میخشکد. آلودگی بیشتر در فصول پاییز و زمستان حادث میشود
عوامل بیماری گونههای مختلف جنس Cytospora میباشند. گونهها شامل:
1- Cytospora persoonii
2- C. juglandicola
3- C. juglandina
4- C. rubescens
5- C. ambiens
6- C. cincta
عوامل مکانیکی نظیر تگرگ، محل تغذیه حیوانات و حشرات، هرس نامنظم، سرما وگرما ، یخبندان که منجر به ترک و شکاف پوست درختان میشوند باعث تسریع در آلودگی میزبانها میگردد، البته ورود انگل به گیاه بطور مستقیم و طبیعی از راه کوتیکول و منافذ بافتهای پوششی صورت میگیرد.(عکسها مربوط به مناطق خفر و میمند می باشد)
کنترل :
هر اقدامی که بتواند از ضعف درختان و حمله بیماری جلوگیری کند درپیشگیری از بیماری موثر است. تقویت درخت و رعایت اصول زراعی صحیح (عدم احداث باغ در زمینهای آهکی و کم عمق و آبیاری منظم) و مبارزه با آفات کمک بزرگی برای جلوگیری از ضعف درخت میباشد.
درمورد مبارزه شیمیایی میتوان گفت که برداشتن بافتهای آلوده و فاسد پوست درخت درمحل شانکرها با ابزار مناسب و بلافاصله پانسمان آن با چسب مخصوص حاوی 3% ماده موثره Thiophanate-metyl در فصل مناسب درسالم سازی درختهای مبتلا(بخصوص سیب) رضایت بخش میباشد. همچنین ازسموم مثل کاپتان به نسبت 2در هزار نیز میتوان استفاده کرد.
1- ترکیب بردو ------- 2درصد
2- اکسی کلرورمس WP35% و 5-3در هزار
3- تیوفانات متیل WP70% و 0.5-0.6درهزار
4- بنومیل WP50% و یک در هزار
توصیه: بهترین زمانها برای سمپاشی پاییز پس از ریزش گلبرگها و اواخر بهار به مقدار 2-1 نوبت میباشد.
جمعآوری، نگهداری و كار با نمونه
هر متخصص حشره شناسی ، در حین انجام تحقیقات صحرایی
مجبور به صید كردن نمونهها و كار با آنهاست. این كار معمولاً شامل جمعآوری و
نگهداری نمونهها با روشهای خاصی است كه عمدتاً، و گاهی اوقات تنها روشهایی
هستند كه برای مطالعه گروه خاصی از بندپایان به كار می روند. این روشها برای
گروههای مختلف حشرات و همچنین در نقاط مختلف، متفاوت هستند. بنابراین ، در ذیل به
شرح برخی از نكات اساسی در این مورد می پردازیم.
اصول جمعآوری
نمونه و كار با آن
لوازم جمعآوری
این وسایل از ساده ترین ابزار، از قبیل توری های حشرهشناسی
و لولههای صید ، تا تله های بسیار تخصصی كه برای اهداف خاصی به كار می رود ،
متفاوتند. نمونهگیری عبارتست از جمعآوری نمونهها با یك روش استاندارد به منظور
انجام مطالعه كمّی ، كه در آن می توان از ابزار بسیار متفاوتی استفاده نمود.
انواع مختلف تلهها برای صید حشرات به منظور انجام تحقیقات خاص به كار رفتهاند.
برخی از آنها حشرات را به صورت انفرادی و از طریق مكانیكی به دام می اندازند )مثل
تلههای مكنده) ، در حالیكه سایرین با استفاده از مواد جلب كننده از قبیل نور، دی اكسیدكربن
و یا بوی بدن میزبان آنها را صید می كنند.
توری های حشرهشناسی دستی معمولاً شامل یك كیسه ساخته
شده از توری های دارای سوراخ های ریز هستند كه به دور یك قاب دایرهای متصل
گردیده است. این قاب از جنس آلومینیوم بوده و طوری طراحی شده كه می توان در موقع عدم
استفاده ، آن را از هم جدا نمود. هدف صید ، مشخص كننده نوع مناسب توری است. در
مورد پشه ها، كار با كیسههای توری سفید راحت تر است ، در حالی كه برای جمعآوری
پروانهها توری سیاه طرفدار بیشتری دارد.
وسیله جمعآوری مهم دیگر آسپیراتور است. این وسیله انواع
مختلفی دارد. آسپیراتورها وسایل ساده، ولی مؤثری هستند كه حشرات كوچك را از طریق مكیدن
به داخل ، صید می كنند. عمل مكش هوا هم توسط دهان فرد جمعآوری كننده و هم با
وسایل حبابی شكل پلاستیكی صورت می گیرد. در برخی موارد هم فَنهای كوچكی كه با
نیروی باتری كار می كنند ، این عمل را به عهده دارند.
سادهترین نوع آسپیراتور، یك لوله شیشهای یا پلاستیكی
شفاف به طول حدود ۲۵ سانتیمتر است كه یك توری بر روی یك انتهای
آن قرار گرفته و بر روی توری یك لوله بلند قابل انعطاف متصل شده است. انتهای دیگر
لوله پلاستیكی قابل انعطاف در دهان فرد جمعآوری كننده قرار می گیرد و با عمل مكش
هوا، حشرات را می توان به سادگی درون لوله شیشهای كشید.
حشرات كوچك مثل پشهخاكی ها و میدجهای Culocoides را می توان
از طریق الكتریسیته ساكن كه در لولههای پلاستیكی ایجاد می شود، به آنها چسباند و
جمعآوری نمود؛ به ویژه این كار را می توان با لولههای ساخته شده از جنس پلی
استیلن شفاف به خوبی انجام داد.
▪ كشتن و نگهداری نمونهها
مهمترین نكتهای كه باید در حین كشتن و نگهداری نمونه مد
نظر داشت ، ویژگی هایی است كه برای تشخیص آن به كار می روند. عدم توجه به این
نكته در هر یك از مراحل اولیه می تواند تعداد زیادی از نمونههایی را كه به دقت
جمعآوری شدهاند ، غیر قابل استفاده سازد. به عنوان مثال ، پشهها نباید در
مایعات نگهداری شوند و یا توسط آنها جمعآوری گردند؛ زیرا فلسهایی را كه بدن و
بالهایشان را پوشانده از دست خواهند داد و این كار، تشخیص آنها را تقریباً غیر
ممكن می سازد. همچنین كیفیت نمونه در بسیاری از حشرات و سایر بندپایان در صورتی
كه گذاشته شوند تا بمیرند ، پایین خواهد آمد.
برای شناسایی یا ذخیره طولانی مدت به صورت نمونههای
مورد استفاده در شناسایی سایر نمونهها ( نمونههای مرجع ) ، باید آنها را از طریق
تماس دادن با یكی از تركیبات كشنده استاندارد ، كشت. این مواد شامل استات اتیلن ،
اتر، تتراكلرواتان و كلروفرم هستند كه می توان آنها را روی یك تكه پنبه ریخت و
پنبه آغشته را به همراه نمونه در یك بطری یا لوله شیشهای گذاشت. حشرات را می توان
از طریق سرما دادن ( فریز كردن ) نیز كشت ( اگر چنین امكاناتی در شرایط صحرایی
وجود داشته باشد ). راه دیگر برای كشتن نمونهها، استفاده از گرمای شدید نور آفتاب
است. لاروها را می توان با انداختن در الكل كشت. افراد بالغ بندپایان كوچك را نیز
می توان در الكل یا به صورت مونته در لام نگهداری نمود. لاروهای بزرگ دوبالان (
مثل لارو مگسهای موسیده یا كالیفوریده) را به خوبی در آب جوش می توان كشت. نمونهها در آب
جوش شكل خود را حفظ می كنند و چروكیده نمی شوند.
بخار حاصل از مایعات كشنده بر روی دیوارههای بطریها و
لولههای مرگ، به ویژه در شرایط گرم نواحی گرمسیری، باقی می ماند و رعایت این
نكته مهم است كه نمونهها به محض مردن باید برای سوزن زدن از شیشه مرگ خارج شوند. نمونهها باید
بلافاصله پس از مرگ ، اندازه گیری و سوزن زده شوند و یا به روش دیگری ذخیره گردند
تا از چروكیده و یا شكننده شدن زیاد آنها جلوگیری به عمل آید. این عمل به ویژه در
مورد هر نمونهای كه در معرض كلروفرم قرار گرفته، باید انجام شود؛ چون این ماده
كشنده به سرعت بدن حشرات را سفت و شكننده می سازد.
سه روش اساسی نگهداری كه به صورت عمومی مورد استفادهاند
، عبارتند از: خشك ، غوطه ور در مایع و
مونته در لام.
مراقبت از كلكسیونهای حاوی حشرات سوزن زده شده در برابر
آفات و قارچها، به ویژه در نواحی گرمسیری ممكن است كار مشكلی باشد. برای این كار
باید مراحلی طی شود كه اولین آنها مطمئن شدن از نگهداری نمونهها در جعبههایی است
كه تا حد امكان در برابر نفوذ هوا عایق باشند. بدین منظور جعبههای مخصوصی ساخته
شدهاند كه توصیه می كنیم از آنها استفاده گردد. كیپ بودن درب این جعبهها، مانع
از ورود آفات به داخل جعبه و از بین رفتن نمونهها می شود. آغشتن جعبه با قارچ كش
(مثل مرتیولات) معمولاً برای جلوگیری از كپك زدن نمونه كافی است، اما برای حفاظت
بیشتر در مكانهای به شدت نمور و مرطوب، هر جعبه نگهداری را می توان به صورت محكم
و كاملاً عایق، در یك جعبه پلاستیكی حاوی مقداری سیلیكاژل پیچید. یك حشره كش ( از
قبیل دیكلرووس) كه در جعبهای در داخل یك بلوك پلاستیكی كه در قسمتی از جعبه ثابت
شده، پاشیده می شود؛ می تواند بسیار مؤثر باشد. اما این كار باید به صورت مرتب
تكرار گردد.
اطلاعات
مربوط به نمونه
نمونههای فاقد برچسب ارزشی ندارند. بنابراین هر نمونه
باید دارای برچسبهایی كه اطلاعات مربوط به محل و زمان صید نمونه در آن درج شده،
باشد.
اطلاعات جغرافیایی ، باید شامل كشور، بخش كشور ( استان، ناحیه
یا شهرستان )، جهتیابی با ذكر خصوصیاتی از قبیل نام
روستا، رودخانه، ارتفاع محل و …
باشد.
اطلاعات برچسب باید ارائه كننده تاریخ صید بر حسب روز، و
همراه نمونه باشند. یعنی به سوزنی كه نمونه خشك مونته شده به آن متصل است ، الصاق
گردند؛ یا در زیر ویالها ( در مورد نمونههایی كه به صورت مایع نگهداری می شوند)
قرار گیرند و اگر نمونهها به صورت لام میكروسكوپی مونته شده باشند ، به لامها
چسبانده می شوند.